تبليغاتX
حجم سکوت

حجم سکوت

اندیشه های من

 
وقتی مریض میشی و پزشک ازت میپرسه : بیماریت چیه؟
منتظر مادرت میشی ... و همیشه جواب دادن رو به اون میسپاری ...
چرا که میدونی مادرت همون احساسی رو داره که تو داری ...
حتی از خودت بیشتر دردت رو احساس می کنه... !!!
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 8:27  توسط عباس کمالی نژاد  | 

 

  انتقاد هم مانند باران ، باید آنقدر نرم باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد موجب رشد او شود....
 
 
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:43  توسط عباس کمالی نژاد  | 

 
به تقويم ها اعتباري نيست .... اگر خودت متحول شدي ؛" نوروزت مبارك "
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 8:58  توسط عباس کمالی نژاد  | 

از نوروز می آموزیم که هیچ وقت کسی را ناامید نکنیم

شاید امید تنها دارائیش باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 13:4  توسط عباس کمالی نژاد  | 

 
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
 
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 7:34  توسط عباس کمالی نژاد  | 

خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت  کنه که مایه آرامش دیگری شوی

فکر می کنی که چقدر آدم خوشبختی باشی؟

 

پ.ن: چند روزی است

دست هایم را

 با چند کتاب و نوشته

 سرگرم کرده ام

اما

معجزه دست های تو

چیز دیگری است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 8:56  توسط عباس کمالی نژاد  | 

  .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:43  توسط عباس کمالی نژاد  | 

وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند من را لایق آن دانست 

و هدیه من به تو نازنین قلب عاشقی است که فقط برای تو میتپد 

عاشقانه و صادقانه دوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک میگویم 

سارینای عزیزم

دخترک دلبندم

همه وجودم

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 9:12  توسط عباس کمالی نژاد  | 

تو از جنس احساس یک بوته نسترن

تو با چکه های شفق آشنایی

تو سرفصل لبخند هر برگ یاسی

تو رنگین کمانی ز چشمان موجی

تو رمز رسیدن به اوج خدایی

تو از آه یک ابر مرطوب و تنها

تو بارانی از سرزمین وفایی

تو را مثل چشمان خود میشناسم

اگرچه ز مژگان چشمم جدایی

تو تعبیری از وسعت انتهایی

تو گیسوی زرین یک بید مجنون

تو با راز قلب صدف آشنایی

تو امضایی از بال سرخ پرستو

تو یک ترجمه از کتاب صفایی

تو با قایقی از بلور گل یخ

رسیدی به شهری پر از روشنایی

تو با درد سرخ شکستن هم آوا

تو صندوقچه امنی از رازهایی

تو از مهربانی کتابی نوشتی

...

"از مجموعه اشعار مریم حیدر زاده"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 17:17  توسط عباس کمالی نژاد  | 

دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی ست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 7:36  توسط عباس کمالی نژاد  |